تای چی و چرخه تکامل

استفاده از مطالب این مقاله، تنها با ذکر منبع، بلامانع می باشد

به نام خدا

از منظر متون عرفانی، هستی در تعالی و حرکت دایم است. نیروهای درونی یک پارچگی و حرکت خود را بر کل هستی فرافکنی می کنند و از این رو، تصاویری ذهنی می سازند که بیش از هر چیز نمود درون شان است. در نتیجه کل آفرینش در دایره های تو در تو و به صورت مداوم از عدم به وجود و از وجود به عدم، راهی قدسی را طی می کند.
هر موجودی به محض تحقق یافتن وجود، حرکت دایره وار خود را آغاز می کند و از مبدأ به مبدأ باز می گردد. حرکت انسان، دایره ایی در میان این چرخه های حلزونی شکل است که تا سماوات ادامه می یابد و در چرخش افلاک، دایره ایی بزرگ به اندازه ی کل هستی ایجاد می کند.
حرکات دایره وار دلالت بر کمال در نظام هستی است. جهان هستی مانند انسان، در مسیر کمال است. پیوسته از کثرت به وحدت می رود و از وحدت به کثرت می آید.
در مرکز دایره یعنی همان نقطه، تمام شعاع ها به نحوی هماهنگ کنار هم جمع می شوند. این نقطه، در بر گیرنده ی تمام خطوطی است که از معنایی مشترک، هماهنگ با یکدیگر نشاط می گیرند. دایره بیش از هر شکل هندسی دیگری با حرکت و پویش سر و کار دارد. این شکل کامل، نماد لطافت، نرمی، سیالیت، تکرار، آرامش روحانی، پاکی و آن جهانی بودن است.
” ماندالا( Mandala) نیز که واژه ایی سانسکریت می باشد، به معنی حلقه ی سحر آمیز بوده و حیطه ی تمثیلی آن، شامل همه ی شکل های منظم متحد المرکز، صور شعاع دار یا کروی است”( فدایی،۱۳۸۱: ۵۳ و ۵۴).
” ساختار پیچیده ی ماندالا، دوایر هم مرکزی است که همه دقیقا ناظر به کانونی مرکزی اند و غالبا در یک یا چندین مربع، محاط هستند”( بوکور، ۱۳۸۷: ۱۰۶).
کارل گوستاو یونگ، نهان پژوه سویسی نیز در بیشتر نوشته هایش به ماندالا اشاره کرده و آن را نمادی از کمال انگاشته است. او اعتقاد دارد” اگر به نگاره ی ماندالا نگاهی ژرف بیندازیم و تا آنجا که می توانیم باریک در آن بنگریم و بیندیشیم، به یک نقطه ی مرکزی خواهیم رسید که تمامی حواس آن از کرانه ها می گسلد و در همان مرکز فشرده می آید و این یعنی رسیدن به یک یگانگی و کمال. مفهوم یگانگی یعنی گرد آمدن ناسازها( اضداد) و فراهم آمدن وحدت در یک چهار چوب. از آن روست که دایره نمادی است از روح. چرا که همه ی آنچه که از هم گریزان و رمنده اند، در تمامیت نگاره ایی هندسی فراهم می آیند که فاصله ی هر یک از نقاط محیط آن نسبت به نقطه ی مرکزی، مساوی است”( یونگ، ۱۳۸۶: ۳۶۵).
” مرکز نگاره ی ماندالا در بر دارنده ی این نکته ی نغز می تواند باشد که همه چیز از مرکز در وجود می آید، می پرورد، گسترده می شود و پس از رسیدن به اوج گستردگی یا کثرت، دیگر بار با فشرده آمدن در آن یگانگی نخستین، فرو می رود. چنین روند ماندالایی یاد آور فرقه ی تانترا( Tantrisme) در آیین بوداست. پیروان این فرقه معتقد بودند خلقت عبارت است از تجزیه ی وحدت اصلی به ثنویت. همه ی دویی ها و تضادها از جمله تجسم جدایی شیوا خدای نر و شاکتی خدای ماده، نتیجه ی این تجزیه است و همین دویی ها علت رنج و بی قراری بشرند. بنابراین هدف آیین و تمرینات تانترا، ایجاد سازش بین دویی ها در روح و جسم و در نهایت، برگرداندن ثنویت به وحدت اصلی است”( یونگ، ۱۳۷۰: ۲۱۷ و ۲۱۸).
یکی از بارزترین نمودهای حرکات دوار را می توان در سر زمین کهن و تمدن ساز چین مشاهده کرد. در این پهنه از دیر باز انجام حرکات آرام و ساده ی تنفسی به نام” توئی نا” مرسوم بوده است. با گذشت زمان، این حرکات تکامل یافته و به دو بخش چی کونگ درونی یا”نای دُن” و چی کونگ بیرونی یا” وای دُن” تقسیم شد.
تأکید چی کونگ درونی بر چرخه ی تنفس و به گردش در آوردن نیروی حیاتی یا” چی” در تمام ارگان های بدن بوده و حرکات فیزیکی کمتر در آن دیده می شد اما در وای دُن، انجام حرکات بیرونی دست، پا و سر با چرخه ی تنفس همراه شد و هر دو حوزه ی جسم و ذهن را تقویت کرد.
بعدها استادان چی کونگ، با تلفیق نای دُن، وای دُن و الهام گرفتن از طبیعت پیرامون خویش، توانستند هنر رشد یافته ی” تای چی چوان” را خلق کنند. نکته اینجاست که در تمام این حرکات، چرخش در مسیرهای دوار به روشنی مشهود است. تای چی کار حرکت خود را از یک نقطه آغاز می کند و پس از انجام چند حرکت محوری، دوباره به مبدأ و نقطه ی شروع باز می گردد و حرکت را پایان می بخشد. این همان حرکت از مبدأ به مبدأ است. مسیری دایره ایی که از به هم پیوستن چندین حرکت دوار و منحنی تکامل می یابد.
تای چی و چی کونگ بر این باور است که دایره، پایدار ترین و کامل ترین شکل هندسی در طبیعت است بنابر این، خود بدن نیز در حین انجام حرکات باید از خشکی و شکست دور باشد و این امر تنها با تمرین، ممارست و تکرار حاصل خواهد شد درست شبیه سنگ های بستر رودخانه که بر اثر جریان مداوم آب، صیقل خورده و به حالت پایدار کروی در می آیند و در واقع، با طبیعت زیستگاه شان سازگار می شوند.
از نمونه حرکات کروی شکل تای چی می توان به حرکت” بر هم زدن ابرها” و یا” درنای سپید بال می گستراند” اشاره کرد که در آن علاوه بر حرکات دوار دست، بدن نیز در حالتی کروی قرار می گیرد. همچنین در حرکت” نوازش یال اسب”، گوی انرژی با جریان دَم در دست گرفته می شود و هم زمان با بازدم و گشودن دست ها، انرژی حیاتی چی در تمام ارگان های بدن به گردش در می آید.
فلسفه و نمود حرکات کمانی و منحنی در مسیرهای دایره ایی را می توان در تمام هنرهای رزمی درونی(کونگ فوی درونی) اعم از شینگ یی چوان، باگوا ژانگ، تویی شو و سبک های مختلف تای چی همچون وو، چِن و یانگ نیز مشاهده کرد. توجه به مرکز و انتقال انرژی چی به طور چرخشی از جمله نکات اصلی و اساسی در این سبک هاست. البته حرکات دوار که در بردارنده ی فلسفه ی رشد است، به بارز ترین نحو در هنر رزمی تای چی دیده می شود. اصولی که با تمرین و تکرار آن، آرامش، قدرت و سلامت به دست آمده و حس لذت بخش تکامل و هماهنگی با چرخه ی طبیعت، حاصل می شود.
مصطفی داوودی پناه
آذر ماه ۱۳۹۳

منابع
بوکور، مونیک، ۱۳۸۷، رمزهای زنده جان، برگردان جلال ستاری، تهران، مرکز.
فدایی، فربد، ۱۳۸۱، یونگ و روان شناسی تحلیلی او، تهران، دانژه.
یونگ، کارل گوستاو، ۱۳۸۶، انسان و سمبل هایش، برگردان محمود سلطانیه، تهران، جامی.
یونگ، کارل گوستاو، ۱۳۷۰، اصول نظری و شیوه ی تحلیلی، برگردان فرزین رضایی، تهران، ارجمند.

Www.KanoonTaichi.ir